1396/04/18
نظام بانكى پاشنه آشیل اقتصاد ایران
منبع:روزنامه اعتماد
قوزك پاى آشیل در نهایت از طریق اصابت تیرى زهرآلود منجر به مرگ وى شد و از آن موقع پاشنه آشیل به نقطه ضعفى اشاره مى‌شود كه چه فیزیكى و چه غیرفیزیكى با توسعه و گسترش بحران در آن نقطه، كل سیستم دچار مشكل مى‌شود. به نظرم سیستم بانكى در شرایط فعلى پاشنه آشیل اقتصاد ایران است. بى دلیل نیست كه بیشترین مقالات، مصاحبه‌ها و نوشته‌ها در مورد سیستم بانكى است و تنها جایی كه تاكنون مورد اعتراض مشخص و سازماندهى شده مردمى قرار گرفته است، همین نظام بانكى است. گذشته از آن این سیستم، در مقایسه با سایر سیستم هاى اقتصادى- اجتماعى بسیار ظریف و شكننده است و بنابراین مراقبت خاصى لازم دارد. در عین حال مشكلات نظام بانكى و پولى كشور هم بسیار جدى است. چند موسسه اعتبارى دچار مشكل جدى شده‌اند، سپرده‌گذاران موسسه اعتبارى كاسپین دست به اعتراضات ‌دامنه‌دارى زده‌اند، مردم براى سپرده‌گذارى همانند خرید سهام، سوالات متعددى از كارشناسان می‌كنند تا بانك مناسبى را براى سپرده‌گذارى انتخاب كنند، بانك‌ها قادر به كاهش نرخ سپرده‌ها نیستند چون این نرخ به بقای آنها وابسته شده است و این نرخ با ساختار مالى بانك‌ها سازگار نیست، بخش مهمى از منابع بانك‌ها در جایى قفل شده است كه به زودى انتظار رونق در آن بخش نمى‌رود، بخشى دیگر در دست دولتى است كه بالاترین میزان بدهى را در تاریخ اقتصادى كشور دارد و بخش سوم هم مشكوك‌الوصول است و وضعیتش از دو مورد اول بدتر است. از اینها گذشته سیستم بانكى به دلیل عدم رعایت استانداردهاى جهانى، بخشى از ضعف‌هاى خود را توانسته است پنهان كند، ولى وقتى این ضعف‌ها از روى كاغذ به میدان عمل وارد مى‌شود دیگر پنهان كردنى نیست. مهم‌تر از همه اینكه راز بقاى این سیستم، خروج آنها از شرایط بقاء شده است. بانك‌ها براى بقا دست به كارهایى می‌زنند، چون كار دیگرى نمی‌توانند بكنند كه این كارها خود بقای بانك‌ها را بیشتر از قبل دچار مشكل مى‌كند. براى اینكه اثر این مشكل را در كل اقتصاد ببینیم كافى است به آمار سرعت گردش پول در كشور نگاه كنیم و ببینیم كه گردش پول (كه شاخص مهمى در رونق و ركود و سلامت سیستم پولى و بانكى است) به پایین‌ترین حد خود در چندین دهه گذشته رسیده است.
چگونه می‌توان با این مشكل مقابله كرد؟ آیا سیستم بانكى كشور راه‌حلى دارد؟ اگر مشكل موسسات اعتبارى مشكل‌دار به كل سیستم تعمیم یابد و هجوم بانكى آغاز شود، سیاستگذاران چگونه می‌خواهند پاسخ این هجوم را بدهند؟ با گسترش مشكلات بانكى نظام ارزى كشور به‌شدت متاثر مى‌شود و سر‌ریز عدم تعادل‌هاى ساختارى در نظام پولى، بازار ارز را ملتهب می‌كند. آن وقت نه می‌توان و نه باید نظام ارزى را تك نرخى كرد. اگر هم بشود كنترل نرخ واحد لازم است در اختیار بانك مركزى باشد. اینها سوالات بسیار مهمى هستند كه قبل از بروز مشكل جدى باید برای‌شان پاسخى داشت. پاسخ به این سوالات هم مستلزم نگاه كردن و استفاده از راهكارهاى زیر است:
اول، باید بدانیم كه این سیستم بسیار حساس است و بنابراین نباید مورد استفاده سیاسى گروه‌ها و جناح‌هاى سیاسى قرار گیرد. تمركز بیش از اندازه روى این مساله براى نشان دادن ضعف جناح مقابل، ممكن است هر دو جناح را درگیر یك بحران ناخواسته كند.
دوم، ریشه این مشكل را پیدا كردن (جدا از ضرورت علمى آن) و این یا آن را مقصر دانستن نه تنها كمكى به مشكل نمی‌كند بلكه حل مشكل را با موانع جدى روبه‌رو می‌كند. ریشه مشكل، غیر بانكى و غیر اقتصادى است. وقتى هر كسى دیگرى را براى توجیه خود و تایید خود مقصر می‌داند، هیچ فضایى براى حل آن باقى نمی‌ماند. فقدان عاملیت در حل مشكلات اقتصادى كشور از جمله مشكل ساختارى سیستم بانكى بسیار جدى است. وقتى هر كسى خودش را در جایگاهى قرار دهد كه مشكلات پیش رو را بخشى از فضاى مسوولیت خود بداند، آن وقت هیچ‌كس نه به دنبال تحلیل است، نه به دنبال مقصر است و نه تماشاگر این بحران است. در این شرایط همه تنها كارى كه می‌كنند اینكه عملا وظیفه خود را در رفع این مشكل انجام می‌دهند و برآیند این حركت قدرت جمعى و رفع مشكلات اقتصادى این جامعه است. در شرایط فعلى متاسفانه جایگاه قدرتمند عاملیت به توجیه‌گرى، دلیل تراشى، توپ را تو زمین دیگران انداختن، خود تاییدى از طریق محكوم كردن دیگران، پشت دلایل خود را مخفى كردن، محیط را غالب دانستن و پشت مشكلات (كه اساسا در دولت قبلى شكل گرفته است) موضع گرفتن از نمونه‌هاى در رفتن از زیر بار مسوولیت سنگین قبول عاملیت است.
سوم، مشكل نظام بانكى یك مشكل اقتصادى است، ولى راه‌حل آن الزاما اقتصادى نیست. وجود طیف گسترده بازار غیر متشكل و غیر رسمی پولى، قوه مجریه و بانك مركزى را براى حل آن ناتوان كرده است. این مشكل هم مشكل قوه مجریه است و هم مشكل حكومت است. بنابراین راه‌حل آن را باید در فراتر از بانك مركزى جست‌وجو كرد. و این تفاهم براى رسیدن به یك راه‌حل معقول قبل از تشدید این بحران یك ضرورت است. چهارم، استفاده از نیروهاى كارشناسى قدرتمندى كه در خارج از كشور وجود دارد و استفاده از تجارب كشورهاى جهان كه در فایل بسیارى از موسسات مشاوره‌اى در این زمینه وجود دارد، می‌تواند توان تخصصى رفع این مانع را تسهیل كند. تكیه بر نیروهاى خودى ممكن است جدا از مشكل روش‌شناسى، به‌دلیل داشتن تورش تحلیلى و منفعت سیاسى چندان كارساز نباشد. در اینگونه مواقع موسسات و افراد مجرب در این زمینه می‌توانند كار ساز باشند. در نهایت مى‌توان تاكید كرد ضرورت برخورد با این مشكل ضرورت عاجل دارد، هر چند كه همین الان هم دیر شده است.

.کلیه حقوق این اثر متعلق به سایت نساجی نیوز می باشد
Copyright © 2010 nasajinews. All rights reserved